لباس زيبايي و زشتي


روزي زيبايي و زشتي در ساحل دريايي به هم رسيدند و تصميم گرفتند تا خود را در دريا بشويند. لباس از تن درآورده و به شنا پرداختند پس از اندکي زشتي به ساحل برگشت و لباس زيبايي را به تن کرد و راهش را گرفت و رفت . زيبايي اندکي بعد ،از دريا بيرون آمد اثري از لباس خود نديد و چون از برهنه بودن خجالت مي کشيد به ناچار لباس زشتي را به تن کرد و به راه افتاد .
از آن روز به بعد مردان و زنان بسياري آن دو را با هم اشتباه گرفتند ، اما کساني نيز بودند که صورت زيبايي را ديدند و با وجود لباسي که به تن داشت او را شناختند و بعضي نيز صورت زشتي را شناخته و با زيبايي اشتباه نگرفتند.


جبران خليل جبران

/ 7 نظر / 16 بازدید
peyman

زبان حال امروز جامعه ما...گل باشی

fatemeh

مصداق جمله چيزها هميشه آنطور که به نظر ميرسند نيستند. موفق باشی

masi

سلام شهرام عزيز همه مطالب با سليقه خيلي عالي بود ممنونم و اميدوارم در تمام مراحل زندگي همينطور موفق باشي

نرگس

پروردگارا ...به ما بينشی عطا کن تا حقيقت را از دروغ باز شناسيم و زيبايی را از زشتی ...امين / پايدار باشی شهرام عزيز / ياعلی

ali

دوست داشتم خوندنه اين مطالبو . موفق باشی

مانی

البته به نظر من زيبايی يک اشتباه بزرگ کرد: لباس پوشيد! بدون لباس زيباتر هم می نمود!!

نرگس

وبلاگت خیلی قشنگه امیدوارم موفق باشی