ما بیمه کجاییم ؟!

 

بنام خالق هستی

 زهر است عطای خلق هر چند دوا باشد

                                               حاجت ز که میخواهی ؟ جایی که خدا باشد

 چند روز پیش احساس کردم خیلی خسته ام ، بعضی وقتا میشه که آدم در عین اینکه خدا خیلی چیزها رو بهش عطا کرده و لطف بی کرانشو دریغ نکرده ، بازم نا شکری میکنه و به جنبه های منفی زندگی و کمبودها چشم می دوزه و در نهایت احساس خستگی روحی میکنه . به هرحال سرتونو درد نیارم ، مِن باب همین خستگی جرقه ای درذهنم زده شد و به این فکر افتادم به همسرم شهرام پیشنهادِ رفتن به فضایی باز و دور  از این هیاهو رو بدم تا شاید اون هم از این یکنواختی دور بشه . بنابراین موضوع رو با اون در میون گذاشتم و پیشنهاد کردم که به اتفاق بچه های " انجمن باور " ( انجمنی که در حوزه امور معلولین فعالیت میکنه ) وخانواده هامون در سفری یک روزه به کاشان بریم تا شاید روحیه بچه ها هم عوض بشه ، چون خیلی وقت بود که درخلال برنامه های حضور اجتماعی که مسئولیتش رو شهرام به عهده داشت فرصتی دست نداده بود تا برنامه ای تفریحی رو هماهنگ کنه تا بچه ها یه حال و هوایی عوض کنن .

خلاصه شهرام هم از این پیشنهاد خیلی استقبال کرد و قرار شد که ما یه تور تفریحی ترتیب بدیم . به همین خاطر من شروع کردم به پرس و جو برای پیدا کردن اتوبوس از طریق یکی از دوستانم و اونهم رفت به دنبال کارای بیمه ، که لااقل با یه پشتوانه قوی و با خیالی راحت به این سفر بریم و بچه ها هم نگرانی از مخاطرات راه نداشته باشند .

القصه من تونستم توسط یکی از دوستانم وسیله سفر رو فراهم کنم و در مورد هزینه ها هم به توافق برسیم .هرچند سوار شدن بچه ها توی اتوبوس اونم به همراه ویلچر ، قاعدتاً خیلی سخته ولی با کمک خانواده ها و دوستای خوبمون که ما رو همراهی میکنن قابل حَلّه( هرچند که این مشکل همچنان در ناوگان حمل و نقل ما به قوّت خودش باقیه و بچه ها ی معلول با چه مشقّاتی از وسایل حمل نقل عمومی استفاده میکنن ، کما اینکه حتی بعضی از بچه ها به دلیل وجود همین مشکلات قید بیرون اومدن از خونه رو میزنن و انزوا پیشه می کنن؟!

ولی تنها حُسنش اینه که دیگه لازم نیست التماسِ "  شرکت بهزیست کار " که به اصطلاح ویژه ایاب و ذهاب معلولینه رو بکنیم . چون مثه اینکه تویِ  قانونهِ آدمای به ظاهر سالم ، معلولین فقط وقتی می تونن از سرویس دهی اونا استفاده کنن که یا مریض باشن یا پیش بینی کرده باشن که کی مریض می شن !!!      

 تا از 48 ساعت قبلش برای استفاده از سرویسها تماس بگیرن ( اونم با چه زحمتی ) تا بالاخره این افتخار نصیبشون بشه که از این وسایل استفاده کنن وگرنه ، برای موارد تفریحی و گردشی این حق از اونها سلب میشه . خلاصه قضیه پیدا کردن  اتوبوس که تموم شد ، رفتم سُراغه شهرام و منتظر موندم که ببینم در مورد بیمه چه کار کرده ، چون طی این چند روز می دیدم که مدام به این طرف و اون طرف زنگ میزنه و از همه در مورد شرکتهای بیمه مختلف و شرایط و هزینه هاشون می پرسه ، ولیکن می دیدم توی این چند وقت خیلی عصبی و نارحت شده ، ولی ازش سوال نمی کردم تا ببینم خودش چی میگه ؟

 تا اینکه امروز دیدم خیلی به فکر فرو رفته و غُرولُند کنان زیر لَب به این دنیا بدو بیراه میگه !

رفتم پیشش دلیل ناراحتیش رو پرسیدم ، در جواب با ناراحتی تمام گفت : با هرنمایندگی بیمه ای که تماس گرفتم بهم جواب دادند که : بخشنامه ای مبنی بر بیمه کردن معلولین وجود نداره ! و باید به شعب مرکزی مراجعه کنی تا ببینیم  اونا چه جوابی میدن . بهمین خاطر به بیمه مرکزی یکی از این شعب میره تا شاید فرجی بشه ولی اونا در جواب بهش میگن که در مفاد بیمه ، در این مورد ماده یا تبصره ای وجود نداره ؟! و فقط می تونن افراد سالم رو بیمه کنن ، تا خدایی نکرده  اگر در حوادث دچار معلولیت ، نقص عضو و یا خسارتی شدن بیمه هزینه خسارت  اونها رو تقبل کنه ،

 " لیکن برای افراد دارای معلولیت بیمه ای وجود ندارد ؟! "

خنده داره ؛ حتماً چون افراد معلول خودشون دچار معلولیت هستن دیگه نیازی به بیمه ندارن !24.gif13.gif و شاید از نظر اونا معلولیت یک نوع مُردنه و هیچکس دوبار نمی میره ، درست مثه دری که بسته است و دیگه بسته تر نمیشه ، خیلی جالبه و باعث تـأسف ! 17.gif20.gif

تازه فهمیدم که شهرام برای چی اینقدر ناراحته ،  اون معتقده که بعضی آدما به موقعیتهایی که دارن و حتی به سلامتی جسمانیشون مغرور و فریفته میشن ،  غافل از اینکه شاید همین مشکل روزی برای خود اونها هم پیش بیاد و خیلی برام جالبه که همون آقایون قانون گذار بیمه ، اگر روزی بهر دلیلی خدایی ناکرده خودشون یا یکی از اعضای خانوادشون با مسئله معلولیت دست به گریبان بشن چه لذتی خواهند برد از شنیدن این قبیل پاسخها ؟

 چون همه ما بر این باوریم که معلولیت یک شانس پنجاه درصدی بین همه افراد جامعه است و هر آن ممکنه برای هر کسی پیش بیاد

در نتیجه شهرام ، کماکان با استقامتی که در همه مسائل داره دنباله این قضیه رو گرفت تا ببینیم خدا چی میخواد ، اون معتقده که در حال حاضر تنها بیمه ای که در ایران می تونه معلولین رو تحت پوشش قرار بده بیمه حضرت ابوالفضل (ع) است ، و همه معلولین عزیز باید این موضوع رو بدونن که فقط می تونن توسط خدا و بیمه حضرت عباس (ع) از بلایا به دور  باشن و به عبارت دیگه از این بیمه های به ظاهر در خدمت همه مردم ، بخاری بلند نمیشه و به این نتیجه می رسیم که :

ای گدایان خرابات خدا یار شماست

                                                 چشم انعام مدارید ز انعامی چند

سونیا شناسی آذری –   همسر یک معلول ضایعه نخاعی  

/ 11 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پريا

سونيا جون و آقا شهرام اول از همه تبريک ايشالله خوشبخت شين شيرينيش کو ؟؟ و اما در مورد بيمه معلولين بايد بگم کاملا موافقم .. اين مسولين بايد حتما خودشون معلول بشن تا الفبای مشکلات معلولين و ياد بگيرن من هم وقتی متن رو خوندم مثل شهرام اعصابم به هم ريخت .. به نظر من اين موضوع رو بايد به کمک هم پيگيری کنيم و به مطبوعات بکشونيم تا شايد مسولين فکری ؟؟ برای اين مشکل کنن

مهديه

اخ که واقعا اون شعر را زيبا سروديد حرف دل همه ی ماست ممنون خيلی خوشگل بود

آروانه

به نام خدا سلام بالاخره کاشان رفتيد يا نه ؟ يک زنگ هم به ما میزدید شايد کمکی از دستمان بر می آمد . اول زندگی زود نبايد خسته شد حالا حالاها راه زيادی در پيش داريد . انرژی مثبت بدهيد خدا کمک می کند . ما يک سال حدود چهل تا مددجويانمان را برديم کاشان و آقا علی عباس چقدر خوش گذشت . خاطرات کاشان برايم زنده شد . راستی آقا علی عباس هم خيلی حاجت می دهد . به آقای مبصر هم سلام برسان . راستی اول فکر کردم متن را آقای مبصر نوشته . جالبه شريکی کار می کنيد . به اميد ديدار .

مهرناز

هانيل

توی کشوری که ۸۵٪ سالمندان معلول محسوب میشن من موندم چرا اینا از عاقبت خودشون نمیترسن... تازه اگه زودتر از اون دچار حادثه ای نشن

معصوم

سلام شهرام و سونیای عزیز فعلا که ظاهرا هیچ حقوقی رعایت نمیشه و تنها کاری که میشه کرد خسته نشد و توکل کنیم به خدا موفق و شاد باشید به من هم سر بزنید

علی لاهوتی

بسيار سفر بايد تا بيمه شود خامی من ميگم دارم مي ميرم تو ميگی بيمه کجاييم بيمه آقا شجاع