زندگي معلولين بعد از ساعت 16 بايد تعطيل شود ؟

سلام

متنی را که در زیر ملاحظه می فرمایید جهت اعتراض به عملکرد شرکت بهزیستکار و سازمان بهزیستی برای آقای دکتر فقیه ریاست سازمان بهزیستی کل کشور نوشته ام  ، که امروز برای ایشان و جمعی از همکارانشان ارسال نمودم .امیدواریم که با همفکری و هم اندیشی صحیح بتوانیم راه حل مناسبی برای حل مشکلات پیدا کنیم .

یا حق

به نام خدای مهربانی ها

 جناب آقای دکتر فقیه

ریاست محترم سازمان بهزیستی کل کشور

 با عرض سلام  و احترام

می دانم که به دلیل مشکلات و گرفتاری های بی شمار فرصت شما بسیار اندک است، ولی از شما خواهش می کنم تا کمی وقت بگذارید و به درد دل من که اطمینان دارم حرف دل بسیاری از معلولین نیز هست گوش دهید.

مدت ها بود که به جز شعارهای حمایت از حقوق معلولین در این حوزه صدایی شنیده نمی شد. همه می گفتند، تو هم همچون دیگران یک شهروندی و باید از حقوق شهروندی خود که حق طبیعی هر انسان است استفاده کنی . باید از خانه خارج شوی، باید وارد جامعه شوی و هزار باید دیگر و متاسفانه هزینه این بایدها همه بر دوش من و خانواده من. هرگز کسی از خود نمی پرسید که چگونه می توانم از خانه خارج شوم. با هزینه سنگین ایاب و ذهابم چه کنم و چگونه مشکل عدم مناسب سازی فضاهای شهری و اماکن عمومی را برای خود حل کنم . چگونه می توانم از خیابان های شلوغ و نا مناسبی  که هیچگونه وسیله ای جهت ایاب و ذهاب معلولین و یا حتی تابلویی مخصوص عبور معلولین در آنها وجود ندارد عبور کنم .تا اینکه آن اتفاق مبارک و میمون روی داد :                               

بله، تولد بهزیست کار.

شرکت بهزیست کار به همت جمعی از دوستان و با هدف رفع مشکل ایاب و ذهاب معلولان بصورت سرویس دهی رایگان به آنان، زیر نظر سازمان بهزیستی، با هفت ماشین و یک خط تلفن آغاز به کار کرد. من و دوستانم از خوشحالی فریاد شعف برآوردیم و با هم  شادمانه خواندیم: درنا امیدی بسی امید است، پایان شب سیه سپید است. در ذهنها چه نقشه ها برای حضور فعالانه خود در تمامی عرصه های اجتماعی می پروراندیم. اما این شادی ما دیری نپایید و گل آمال و آرزوهای ما پژمرد. مسئولان بهزیستکار گفتند: بدلیل بدحسابی سازمان بهزیستی با شرکت بهزیستکار و عدم پرداخت بودجه مورد نیاز شرکت، و حتی عدم پرداخت هیچگونه هزینه ای جهت سرویس و یا تعمیر ماشینها ، ناچارا از هفت ماشین تنها دو ماشین به کار ادامه می دهد که انصافا با همت و تلاش بی وقفه رانندگان آن دو ماشین ، سرویس دهی را به ما در حد توان انجام می دادند که با دست مریزاد من و دوستانم همراه بودند .در همان زمان بود که از گوشه و کنار میشنیدیم که بهزیستکار 110 دستگاه خودرو ون خریداری نموده است که متاسفانه به دلایلی نامعلوم در پارکینگی خارج از شهر و زیر خاک و باران نگاه داشته شده اند .  

اوضاع به همین منوال می گذشت تا در اوایل سال جاری هیات مدیره جدید با تفکرات جدید و وعده هایی رویائی به میدان آمدند و بهزیست کار جان دوباره گرفت. تعدادی از ماشینها را از پارکینگ خارج کردند و اینجا بود که تعداد ماشین ها ازهفت دستگاه به سی و پنج دستگاه افزایش یافت. سرویس دهی بهتر شد اما با معرفی مشترکین جدید توسط سازمان بهزیستی بر تعداد استفاده کنندگان نیز هر روز افزوده می شد، بدون هیچگونه تدبیری برای حل مشکلات آینده بهزیستکار.

2000( دو هزار)  مشترک، برای درخواست سرویس فقط می توانستیم با یک خط تلفن بهزیستکارارتباط برقرارکنیم که آن هم موجب می شد تا ساعتها پشت خط تلفن همیشه اشغال بهزیستکار، منتظر بمانیم تا شاید فرجی شود و بتوانیم با منشی شرکت صحبت کنیم، که این روند باعث نارضایتی و اعتراض همگی مشترکین گردید. همه معتقدیم که گرانبهاترين سرمايه براي هر فرد زمان است و ظلمي بالاتر از اين نيست که باعث اتلاف وقت اشخاص شويم و حتی برایمان مهم نباشد که مشترکین چه زمان و انرژی را برای درخواست سرویس از دست می دهند.  ولی با این وجود ، دادن وعده هایی مبنی بر حل این مشکلات در آینده ای بسیار نزدک باعث میشد که باز هم به آینده امیدوار باشیم .

بعد ازگذشت مدت کوتاهی در تمامی رسانه ها، مطبوعات و جراید اعلام کردند که بهزیست کار کشوری می شود. از من و دوستانم هم دعوت کردند تا در جشن بزرگ کشوری شدن بهزیستکار که درهفته بهزیستی امسال برگزارگردید شرکت کنیم، تا ما هم شادیمان را از اینکه به زودی تمامی معلولین کشورمی توانند از این امکان بهرمند گردند، ابراز نماییم.

چندی پیش سه خط تلفن دیگر هم به خطوط  تلفن بهزیستکاراضافه شد و اکنون یک منشی همزمان به پاسخگویی چهار خط تلفن می پردازد. صدای بوق انتظار تلفن صدای آشنایی برای من و دوستانم شده است. باید متظر بمانیم تا به نوبت به خواسته مان برسیم . چند روزی است وضیعت بدتر شده است. حالا پس از ساعتها شنیدن بوق اشغال، با بوق آزاد تلفن ها دست درگریبانیم وتک منشی بهزیست کار به نوبت تلفن ها را پاسخ می دهد. اوضاع سرویس دهی هم بدتر شده است. چند روز پیش که پس از ساعتها معطلی بالاخره موفق شدم تا با منشی بهزیستکار صحبت کنم متوجه شدم که طبق قرارداد جدید سازمان بهزیستی با شرکت بهزیستکارآخرین ساعت سرویس دهی به مشترکین روزانه تا ساعت 16 می باشد و روزهای جمعه کاملاً سرویس دهی تعطیل شده است. نمی دانم  کسانی که ناچارا پس از این ساعت مقرر می بایست از محل کار خود بازگردند و یا کسانی که پس از ساعت 16برای درمان نیاز به سرویس دارند و یا حتی محصلان و دانشجویانی که در ساعاتی پس از ساعت 16 و یا روزهای تعطیل کلاس دارند چه باید بکنند؟

آيا زندگي معلولين بعد از ساعت 16 بايد تعطيل شود؟ پس آن بايدها چه شد؟ شعارهای حمايت از حقوق معلولان کجا رفت؟ مگر معلولان شهروند این جامعه نیستند و حق استفاده از حقوق شهرونديشان را ندارند؟

کاش همیشه به خاطر داشته باشيم که معلوليت براي هر شخصی ممکن  است پيش بيايد. هيچ تضميني وجود ندارد که فردي تا آخر عمر در سلامت کامل به سر برد .هيچ حادثه اي در زندگي قابل پيش بيني نيست و چه بسا افراد زیادی هستند که  با حادثه اي دچارمعلوليت شده اند. پس هيچ کس نمي تواند آنرا از خود دور بداند که شايد لحظه اي ديگر تقدیر برای خودش چنین رقم زده باشد.

با این تفاسیر تنها یک موضوع ملکه ذهنم شده است:

ما ز یاران چشم یاری داشتیم ...

در پایان از اینکه زمان گذاشتید تا به درددلی برادرانه گوش کنید صمیمانه سپاسگذارم و امید آن دارم که با درایت خویش هر چه سریعتر راه کاری مناسب برای حل این مشکل و معضل بزرگی که زندگی معلولین را تحت الشعاع خویش قرار داده است پیدا نمایید.

آنان که با زبان و قلم خويش، گره اي از کار خلق مي گشايند و جلوه هاي زيباي انسانيت را مي نمايانند، پاسخي در قبال عمل نيکشان نيست. باشد که آن قادر متعال از ديباچه مهرش در توشه پاکانش بهره اي لايزال بگذارد.

 

شاد و سربلند باشید

 

 شهرام مبصر- معلول ضایعه نخاعی ( عضو انجمن باور )

 

   رونوشت به :

   - جناب آقای نظم ده ، معاونت محترم توانبخشی بهزیستی کل کشور

   - جناب آقای مزینانی ،مدیریت محترم روابط عمومی بهزیستی کل کشور

   -  جناب آقاي معمايي ، مدير عامل محترم شرکت بهزيستكار         

 

/ 17 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزانه پارسایی

امیدوارم خوانده شود و تدبیری اندیشیده شود. راستی چرا همه دوست دارند کار را از اول شروع کنند؟ انسان های موفق آنهایی هستند که کار را از جایی که دیگران تمام کرده اند آغاز می کنند تجربه ی دیگران را نباید به همین راحتی از دست داد. پیشنهادم به همه دوستان ساکت نشستن است.

فاطمه

همه ملت ما به اين تصميمات و عدم اجرای انها در اين کشور عادت داريم.اما بلاخره بايد اين ديوار شيشه ای روشکست.شايد با يک سنگ نشه کاری کرد اما قطعا با هزاران سنگ اين شيشه خورد خواهد شد.به اميد خدا به زودی مشکلات حل ميشه.

مانی

اي بابا شهرام جان! دل خوش سيري چند؟

مهرناز

ممنون از اقدامتون و امیدوارم که این حرکت که شما شروع کردید نتیجه بخش باشه

الف.ميم

شهرام مبصر حمايتت می کنيم. خواستی بری جلو بگو مام با قفل فرمون بيايم.

اوا

نوشتت عالی بود ولی ...مشکل بودجست که کشور ما خدارو شکر اصلا نداره .... اميدوارم باورتون رو باور داشته باشين و مقطعی نباشه....حرفات درست بود موفق هستی...

معصومه

سلام از اينكه اين مطلبه مهم رو مطرح كرديد ممنون، ما خودمون بايد يادآوري كنيم كمبودها و نقص‌ها رو و بايد از حقوق خودمون دفاع كنيم. اگه ما نسبت به مسائل مربوط به خودمون بي تفاوت بگذريم پس از ديگران بايد هيچ انتظاري نداشته باشيم. بازم ممنون بابت پيگيريهاتون

بلال

سلام شهرام گل خيلی خيلی خوشحالم که بعداز مدتی دارم برات پيغام مينويسم اميدوارم که هميشه مثل الآن شاد و سرزنده باشي موفق باشي قربانت، فعلا تا بعد خدانگهدار

فرزانه

سلام خوبین ؟ وبلاگ بسیار جالب و قشنگ و مطالب جامع و کاملی دارید من فرزانه هستم که جدیدا به جامعه بزرگ و زیبای رعد و گروه باور پیوستم امیدوارم که همیشه و در همه حال موفق باشید و زیر سایه خداوند متعال سرحال و سلامت باشید باز هم بهتون سر میزنم خوشحال میشم به وبلاگ این حقیر هم سری بزنید مولا علی یارتان و حق نگهدارتان

مهرناز

موزیک جدید هم مبارک این هم دسته گل تبریک